
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق
دیدن و ندیدن ، رفتن و نرفتن ، گفتن و نگفتن همه در یک پندارند !
نمی دونم چرا همیشه رسم بر این که باید بعد از یه مدتی آدم ها به جای اینکه به بعد بیندیشن می ایستن و مرتباْ قبل رو مرور می کنن ! به جای اینکه پایه ها رو محکمتر کنن تیشه بر میدارن و ریشه رو میزنن ! به جای اینکه این دو روز گذار دنیا رو آدم وار تر بگذرونن همش دنبال بازی کردن و بازی دادن هستن !غافل از اینکه ...
جرس فریاد میدارد که بربندید محمل ها 
آدم ها تو اینجور مواقع وقتی که یه همچین اخلاق ها و خصوصیاتی رو پیشه میکنن به نظرم میشن مثل یه قطره که دارن از جمع وجودشون جدا میشن ! یعنی تمام میشن ! نمی دونم شاید رسم این زمونه اینجوریه !
گر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق 
---- صدر ----
سلام
رفیق شفیق که باشه می شه بدون می ، به دل طوفانی ترین دریاهای آتش رفت !!!!(؟)
کجایی رفیق شفیق ...
سربلند بمونی و ایرونی
آدمن دیگه ;)